تبليغاتX
آوای ادب - ای معلم...

ای معلم...

باز هم می خواهم با تو حرفی بزنم...

قلمی بردارم...

نام زیبای تو را روی یک صفحه ی پاک با حروفی که تو یادم دادی...

با کلامی که تو در دفتر عشقم به ودیعت دادی....

تا ابد حک بکنم.

می نویسم ای خوب، ای معلم،ای گل، ای بهار دانش، ای همه گرمی و عشق،

 ای عطای بینش،

 ای که هر موهبتی ،هر کلامی، صفتی، نیست گویای تو آن سان که تویی...

نام تو آسان نیست...

از همان روز نخست تو معلم بودی ،

لیک در دفتر عشق، من به دنبال کلامی ، لغتی پر معنا ،پر زبیداری و نور...

چون تو بیدار گری ،

چون تو شامی که شب جهل و سیاهی ها را با وجودت که سراسر نور است روز زیبا کردی...

خواستم نامت را با کلامی که سزاوار تو بود یار و همراه کنم ...

عاقبت فهمیدم تا چه حد گمراهم .

گفتن نام معلم به نظر آسان است،

لیک این نام عظیم منشاء هر نور است.

!! نوشته شده توسط آوا | 17:8 | چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 •