تبليغاتX
آوای ادب

داستان تفاهم
 
زن و مرد حرفشان شد و حسابي زدند تو سر و كله هم.

آخر سر طاقت زن طاق شد و داد كشيد: بي عقل!

مرد هم فرياد كشيد:بي مزه!

زن به جاده جنوب اشاره كرد و گفت: اگر بي مزه ام، رد اين جاده را مي گيرم و سر خود مي روم

تا به مرد بي عقلي مثل شما برخورد نكنم!

مرد هم به حاده ي شمالي اشاره كرد و گفت:من هم رد جاده شمالي را مي گيرم

 و آنقدر مي روم تا از زن بي مزه اي مثل شما دور باشم.

زن به طرف جنوب رفت و مرد به طرف شمال.

آنها رفتند و رفتند و چون زمين گرد بود،زمين را دور زدند و دو باره با هم روبرو شدند.

مرد تا چشمش به زن افتاد،گفت:باز هم كه تو هستي بي مزه!

زن گفت:هنوز هم بي عقلي!

مرد گفت:اگر بي عقلم، جاده غرب را مي گيرم و مي روم تا ديگر به مرد بي عقلي مثل من برخورد نكني!

زن گفت:من هم از جاده شرق مي روم تا ديگر ازبي مزه بودن من در رنج و عذاب نباشي!

مرد به طرف غرب رفت و زن به طرف شرق.

آنها دو باره رفتند و رفتند و چون هنوز زمين گرد بود،دوباره روبروي هم سبز شدند.

مرد تا زن را ديد،گفت:باز هم كه...

زن گفت:اگر عقلت سرجايش آمده باشد،حرفي كه داري مي زني تمام كن!

مرد سرش را پايين انداخت و گفت:باز هم تويي عزيزم!

زن سرش را پايين تر انداخت و جواب داد: بله! عزيزترينم!!!

!! نوشته شده توسط آوا | 15:16 | سه شنبه بیستم مرداد 1388 •

عارفي مي گويد:


چو رسي به طور سينا اَرِني مگو و بگذر


                  که نيرزد اين تمني به جواب لن تراني


* * * *


 عارفي ديگر گفته:


چو رسي به طور سينا اَرِني بگو و مگذر


                که خوش است از او جوابي چه تَري چه لَنْ تَراني


* * * *

علامه طباطبايي می گوید:


سحر آمدم به کويت که ببينمت نهاني


                              ارني نگفته، گفتي دو هزار لن تراني


* * * *


ديگري مي سرايد:


ارني کسي بگويد که تو را نديده باشد


                           تو که با مني هميشه چه جواب لن ترانی

 

من که عارف نیستم ولی همیشه می گم:

 تو که با منی همیشه ، ارنی نگفته گفتی دو هزار لن ترانی...

!! نوشته شده توسط آوا | 15:4 | یکشنبه هجدهم مرداد 1388 •


چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است؟!


و در این ذکر هم جای خدا خالی ست.

و گویی میوه اخلاصشان کال است...


چرا شغل شریف این عصر تجاری ست ؟!

!! نوشته شده توسط آوا | 16:42 | پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 •

حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست،

بلکه حقيقت  او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است.

بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش,

بلکه به نا گفته هايش گوش كن.

(دکتر شریعتی)

!! نوشته شده توسط آوا | 16:36 | جمعه نهم مرداد 1388 •

4

!! نوشته شده توسط آوا | 20:25 | پنجشنبه یکم مرداد 1388 •