وسعت هر کس به اندازه دلی است که در سینه دارد ،
وسعت هر دلی به اندازه حرفهای نگفته ای است که برای گفتن دارد.
..........................................................................................................................................
بیچاره سنگ که از دست کودکی رها می شود به سوى قنارى؛
نمی داند دل کودک را بشکند یا قناری؟
کمترین آرزو...
کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی
در قناری ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است.
کمترین تصویری از یک زندگانی :
آب،
نان ،
آواز،
ور فزون تر خواهی از آن،
گهگاه ،
پرواز
ور فزون تر خواهی از آن شادی آغاز
( ور فزون تر، باز هم خواهی... بگویم، باز؟)
آنچنان بر ما به نان و آب تنگسالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود
وقتی آوازی نباشد،
شوق پروازی نخواهد بود...
بازم دلم هوای مامانمو داره...
نمیدونم چرا وقتی خوابشو می بینم خیلی مبهمه...
می دونم که خواب شب بازتاب افکار روزه....ولی دلم یه خواب خوب یه رویای صادقه می خواد...
به دیدنش آنچنان دلخوشم که پرستویی به باز گشت بهار...
تولد ، تولد، تولدش مبارک...
با همه ی کوچیکیش همسن انقلابه!!!




