تبليغاتX
آوای ادب

و میقاتی دوباره...

بیایید : به سوی میقات برویم...

 

بیایید : مرغ روح خود را از تنگنای قفس تن رها کنیم،پر و بالی در بی نهایت زنیم و این کالبد خاکی را

 رصدخانه ای برای نظاره ی آن سوی ماورای طبیعت کنیم.لحظاتی دیدگان خودراببندیم ودستهای خود

را برای اجابت و اشارت الهی به آسمان بلند کنیم و شرح درد و هجران خویش را به دوست رسانیم.

 

بیایید : در نیایش عرفه راه های اتصال به اشعه ی ملکوتی را عارفانه طی کنیم تا در اثر ارتباط با عالم

غیب نیروی جدیدی در خود حاصل نماییم و حوادثی پر برکت را مشاهده نماییم.

 

بیایید : با هم برویم عرفات....

!! نوشته شده توسط آوا | 18:10 | چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 •

یادم باشد....گر چه خیلی سخته......

یادم باشد.....
خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را
یادم باشد تنها دل من دل نیست
یادم باشد جواب كین را با كمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با كمتر از صداقت ندهم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاك زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست... یادم باشد
باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن
به دنیا آمده ام ... نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس
فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد زنده ام...
!! نوشته شده توسط آوا | 14:58 | یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 •

داد یا بیداد؟

اگر تند بادی بر آید  ز کنج             به خاک افکند نا رسیده ترنج

ستمگاره خوانیمش یادادگر؟         هنر مند گوییمش یا بی هنر؟

اگرمرگ دادست بیدادچیست؟       زداد این همه بانگ و فریاد چیست؟

ازین راز جان تو آگاه  نیست          بدین پرده اندر تو را راه نیست....

 

!! نوشته شده توسط آوا | 16:51 | پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 •